محمد رضا واليزاده معجزى

123

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

بعد از جنگ بين المللى اول ( 1332 تا 1336 هجرى قمرى ، 1914 تا 1918 ميلادى ) كه موضوع اتحاد كشورهاى عربى به خوزستان هم سرايت كرد و شيخ خزعل به تصور اينكه مىتواند خوزستان را از پيكر وطن جدا سازد و با پشتيبانى دولت انگلستان سلطنتى مستقل تشكيل دهد ، به خيال تاسيس كميته قيام سعادت خوزستان افتاد . شيخ خزعل مرد باهوشى بود و خوب مىتوانست از فرصت‌هايى كه دست مىداد حداكثر استفاده را بكند و پايه‌هاى قدرت خويش را هرچه محكمتر سازد . بهترين فرصتى كه براى حصول اين مقصود لازم بود به وجود آمد و آن قضيه انقلاب مشروطه ايران بود كه ايران دچار هرج ومرج شد « 1 » و او كه سالها بود انتظار چنان موقعيتى را داشت ، توانست حداكثر و اكمل بهره را از آن دريافت دارد . دامنه اين هرج‌ومرج از مرگ مظفر الدين شاه ( 1324 ه . ق . ) تا كودتاى 1299 يعنى قريب هفده سال طول كشيد و در تمام اين مدت رجال ايران و گردانندگان چرخهاى سياست ، گويى گرفتار يك نوع رخوت و بىحالى و بىتفاوتى شده و مصالح ايران را از ياد برده بودند . در سال 1324 كه شورش مشروطه برخاست و محمد على ميرزا عليه مشروطه و ملت قيام نمود ، كار بىنظمى به آن‌جا كشيده بود كه ولايات همسايه پايتخت هم فاقد امنيت و اسير دست جهال و فتنه‌انگيزان و طمعكاران و پول‌اندوزان شده بود ، چه رسد به محلى كوهستانى و دور از مركز مانند خوزستان و لرستان . در اين مدت كه سراسر ايران در حال آشوب و تشنج و وقوع زدوخورد بين احرار و سياهكاران و طرفداران استبداد بود و بىپرده بايد گفت كه امناى دولت اعم از وزرا و حكام و مسؤولين امور وظايف خود را فراموش [ كرده ] و گويى دچار « 2 » بهت و سرگيجه شده و نمىدانستند در پيرامون آنها چه قضايايى در حال وقوع است ؛ شيخ خزعل كه گفتيم مردى هشيار و فرصت‌طلب بود ، پايه‌هاى قدرت خود را در سراسر خوزستان هرچه بيشتر محكم و استوار گردانيد و مشايخى را كه سر به چنبر اطاعت و فرمانبردارى او نمىدادند از ميان برمىداشت و طايفه و قيطول آنان را

--> كه يك دولت اجنبى كه هزاران كيلومتر با ايران فاصله دارد با كسى كه خود و اجدادش تابع و رعيت اين مملكت بودند اينطور قرار دارد منعقد سازد و متعهد مىشود كه مادام كه او به نوكرى و خيانت به وطن خويش باقى باشد به حكمرانى خودش باقى باشد ؛ گويى ايران يكى از ايالات انگلستان است . ( 1 ) . اصل : بهترين فرصتى كه براى حصول اين مقصود به وجود آمد و او كه سالها بود امتياز چنان موقعيتى را داشت و توانست حداكثر و اكمل بهره را از آن دريافت دارد قضيه انقلاب مشروطه ايران است كه ايران را [ . . . ] . ( 2 ) . اصل : دوچار .